شعری از نویسنده وبلاگ
تقدیم به همه شما دوستان
بوی یار
شنیدم آسمان بی نورِِِِِِِ،نور است
زتاریکی مصیری در عبور است
در آن عمق فجیع رعب و وحشت
پرستویی چو لاله در سرور است
سجودی کرد در پیش خدایی
توانایی که بر دنیا فکور است
نگاهی کرد بر دریای احساس
چه می دانی که آن در یا غرور است
* * *
نگاهش پر زغم بود و ز شادی
ورایش بغض و مهر و بی وفایی
کمی محو تماشایش شدم من
نگاهی مملو از عشق خدایی
به او گفتم تو کز من دور،دوری
نسیمی هست در روز جدایی
تو پیغامی در اوج کوه بگذار
نسیمت میدهد با آشنایی
* * *
ز شب تا روز چشم من به در بود
که شاید آیتی از او درآید
همه عشق و خیال و وهم بو دش
نشستن در پی معشوق شاید
نگاهم همچو فرهاد است درکوه
که دارد میکَند بیهود با یاد
همی او روز و شب میکند کوهی
چو سدی بود تا غولی براید
در این وبلاگ قصد داریم داستان هایی کوتاه از علما وشعرای معروف دنیا و همچنین تصاویر و مطالب جالب روز که وقت تحقیق و خواندن انها برای همه میسرنمی باشد ارایه نماییم.
در ضمن مطالبی که در این وبلاگ عرضه خواهد شد از خود نویسنده و دوستان واشنایان نویسنده می باشد که در موضوعات مختلف و برای همه خوانندگان است.
لطفا" روی نوشته های پیشین در سمت چپ کلیک کنید.
باتشکر
پیشنهاد بدید .
منتظر پیشنهادات سازنده شما هستم.
مطلب وبلاگ را خودتان انتخاب کنید .
منتظرشعر بعدی من باشید.
با تشکر
امیدواریم لذت ببرید.
*کرم شب تاب اکس میترکونه تا شب فلاش می زنه.
*میدونی چرا خرها همیشه سرشون پایینه .....چون ترک ها براشون ابرو نذاشتن.![]()
*اگه شکرانه میوه ممنوعه را به جای بیاری به اغما میری و گرفتار یه وجب خاک میشی .......با رفتن ماه رمضون در های رحمت بسته میشه بپا لای در نمونی.![]()
*ترکه از بلندی میفته گیم اور میشه.![]()
*دعای دختر مجرد :اللهم ارسل خواستگارانی خوشتیپا"و رشیدا"....مالهو گثیرا"و بیتا" مستقلا" وفی الشمال ویلانا و سیارتهو ماکسیما او پارسا"...اقلتا".![]()
*اگه یه روز تنها شدی تا کسی نیست ...........دستتو بکن تو دماغت حالشو ببر.![]()
*یه اصفهانی داشت تو دریا شنا می کرد پسرش به اش گفت بابا چرا ما مثل بقیه با کشتی سفر نمی کنیم گفت : خفه شو شنا تو بکن .
* یه پسر به پدربزرگش گفت: بابابزرگ میخوام برم گواهینامه پایه دو بگیرم پدر بزرگش گفت بابا تو پایه یک بگیر پایه دو پیشکشت.![]()
*ترکه از خوشحالی بال در میاره با ضد هوایی میزننش.![]()
![]()
*لره یه بسته هزاری میشمره ۲۵۰ تومان کم میاره.![]()
*ابادانیه میره ساندویچی میگه اقا بندری دارید.........میگه بله....میگه پس بزار تا حال کنیم.![]()
*از لره میپرسن چرا قرص هات سر وقت نمی خوری......گفت می خوام میکروب ها را غافلگیر کنم.![]()
*به یه نفر میگن وقتی حضرت یونس رفت تو دهن نهنگ چی شد.......یارو میگه یه سازمانی تشکیل دادند به نام یونس کو.
*میگن روز مادر طلا فروشی ها شلوغه.......روز پدر هم جوراب فروشی ها ...... این هم محبت مادر دیگه.............تقدیم به همه مادران دنیا![]()
* یه کبریت سرشو میخارونه اتیش میگیره.![]()
*لره از باجه تلفن میاد بیرون........ یکی به اش میگه: سالمه ...میگه اره سالمه فقط افتابه نداره.
طنز جدید اگه نخوندید بخونید حال کنید.
*قانون دوم نیوتون:عشق در پسرها هرگزاز بین نمیره بلکه ازدختری به دختر دیگه انتقال پیدا میکنه.
*ترکه میره مکه جلوی کعبه گریه میکنه ومیگه:خدایا چرا تو مردی؟ لره میزنه رو شونه اش میگه: احمق خدا که نمی میره شهید میشه.
*به یه نفر میگن چند تا حیوون نام ببر میگه:کبوتر کلاغ وخر. میگن خر که پرواز نمی کنه ....میگه خره دیگه. یه بار دیدی پرواز کرد.
*رشتیه پشت کامیونش مینویسه:پدر معمای ناشناخته.
*یه حاجی داشته به آسمون نگاه میکرده دید ستاره ها دارن چشمک میزنن. سرشو انداخت پایین گفت :استغفرالله......
جدیده حتمآ بخونید.
*مرد : خیلی عجیبه اونایی که سالها با من زندگی کردن نتونستن من و بشنا سند ، تو چه طوری منو ظرف دو ساعت شناختی ؟
زن : آخه من رشته تحصیلی ام جانور شنا سیه !!
*قاضی : چرا با صندلی زدین تو سر شوهرتون ؟
زن: آخه زورم نرسید میزو بلند کنم .
*قاضی : خانم لطفا بفرمایید چند سال دارید؟
زن : 35 سا ل .
قاضی : قسم بخورید از این لحظه به بعد دروغ نگید
زن : قول می دم که بعد از ازدواج در هر مشکلی در کنارت باشم .
مرد : ولی من مشکلی ندارم .
زن : حالا نداری بعد از ازدواج با من حتما پیدا می کنی.

چه کسی بود مرا مجنون کرد
دیشب از هوش برفتم ز غم دوری تو به گمان چهره و روی تو مرا مجنون کرد
خاطری بود که روزی من و تو در ان کوه شاید این بود صفای تو مرا مجنون کرد
بعد از ان هوش برفتن چشمانم باز شد باز این طرز ادای تو مرا مجنون کرد
ناگهان دل به هوای دیدنت پرپر زد شاید این بار هوای تو مرا مجنون کرد
اه این شب چقدر تاریک است
خواستم عزم دیارت بکنم ای معشوق تو چه دانی که صدای تو مرا مجنون کرد
یادم امد که در ان ظلمت و تاریکی شب ترس ان ظلمت ودوری تو مرامجنون کرد
هدفم بود که دل را به دریا بزنم یادم امد که وفای تو مرا مجنون کرد
خواستم پای پیاده به سراغت ایم یاد ان خال لب روی تو مرا مجنون کرد
یک نظر دوری ان راه مرا منع بکرد باز احساس هوای تو مرا مجنون کرد
اه این شب چقدر تاریک است
کاش میشد که به یک ان به وصالت برسم فکر ان خاطره های تو مرا مجنون کرد
جز دعا هیچ خیالی به فکرم نرسید تو بگو دیدن فکر تو مرا مجنون کرد
تا به ناچار به دامان نسیم دست زدم اینچنین شوق وصفای تومرامجنون کرد
یادم امد که رسیدن به تو ممکن نیست وای هجران صفای تو مرا مجنون کرد
مشکلم جزبه توسل به نسیم حل می شد مهر و عاشق شدن تو مرا مجنون کرد
اه این شب چقدر تاریک است
با خود ارام بگفتم که خدایا چه شود این وفاق من و او بود که مرا مجنون کرد
سخنم را بسپردم به صبا تا برود که به معشوق رساندکه مرا مجنون کرد
بعد از ان گریه فقط چار ه تنهایی بود گریه از سوی تو بود که مرا مجنون کرد
یوسفا غم به خود راه مده کین معشوق اثر گریه یداغ تو بود که مرا مجنون کرد
با تشکر
یک دوبیتی ازنویسنده
تقدیم به جوانان خوشگذران
جوانی
ای جوان تا کی به دنبال هوسرانی پری
تا به کی دائم تو اَزار و اذیت میکنی
کار تو دائم بُود پرسه زدن در کوچه ها
غافل از انی که عمری به تباهی می دوی
چهارپاره ای دیگر
تقدیم به همه عُشاق
عشق تو
مهر تو مایه ی اَرامش دلها ی من است
لطف تو وصف دقیق گل و شب های من است
ساقی شب به امید لب خندان من است
گریه ی تو سبب حزن غم انگیز من است
عکس تو اینه ی موج درخشان من است
بودنت سرخی گلهای درختان من است
سر و قد تو همان کوه دماوند من است
شرمی کوه به پیشت که سرافراز من است
منتظر اشعار دیگر من باشید......لطفا" در باره موضوع اشعار با من همکاری نمایید.
"با تشکر فراوان "
شعری دروصف گچساران
می خوانمت چو باران ای شهر گچساران
گلدسته ات چو گنبد درقلب ما نمایان
شُهرت به پیشت اَسان شرمی به خویش دارد
اَوازه ات چو دریا پیچیده در دنیا
از نفت و گاز گویم با اَن فراوانی
یا اَب عرش عالی کز خاک گشته جاری
اَن اصفهان گویی شرقش احاطه کرده
در غربش اَتش و دود ما راشکنجه داده
تو گویی اَن همه گاز بحر کجا روانست
بحر کدام وادی نفتش گریزانست
اَسایشش رفاهش از سر فزون گشته
زیباییش کمالش فردوس وار گشته
با طعنه گویم اما وضعی به خود ندارد
با اَن همه عظمت طرحی به خود ندارد
می گویم از بلندی از شهر گچساران
لیکن چرا شده خوار از بی عدالت اَن
گر مردمش به یاری دستی به هم رسانند
چون جنت بهشتی زیباییش بدانند
ادامه را بعدآ تقدیم میکنم.



| |||||
یکی تو راست میگی ...........یکی خرس مهربون
یکی تو خونتون قشنگه ...........یکی خونه مادر بزرگه
یکی تو سفیدی ..........یکی سفید برفی
یکی گوشای تو قشنگه ..........یکی گوشای زیزی گلو
یکی تو خوشگلی ..........یکی پلنگ صورتی
یکی تو زبلی ..........یکی ملوان زبل
یکی موهای تو قشنگه .........یکی هم موهای انشرلی
یکی تو سر کاری ........یکی هم اونی که می خای براش سند کنی.





